مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )
899
البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )
بر او نماز خواند و سپس با مردم نماز عيد گزارد و عمرو از مال جهان سيصد و بيست و پنج هزار دينار و از غله چندان كه برداشت ساليانهء آن دويست هزار دينار بود و از نقره دو هزار هزار درهم به جاى گذاشت و شاعر [ 1 ] دربارهء او گفته : نديدى كه روزگار چگونه بر عمرو سهمى ، چشم خود را تيز كرد / آن كه مصر خراجگزار او بود / و نيرنگها و چارهگريهاى او هيچ سودش نداد / تا آنگاه كه روزگارش مجالى داده بود . گويند معاويه حكم بن عمرو غفارى را بر خراسان ولايت بخشيد و او همدم وى بود ، و او كوهستانهاى غور را گشود و در مرو مرد . سپس عبيد الله بن زياد را والى خراسان كرد . و او با طخارستان جنگيد و با شهربانوى ايشان ، فتح خاتون ، جنگ كرد و او را شكست داد و كشورش را هفت بار غارت كرد . سپس از در آشتى درآمد و با گرفتن مالى مصالحه كرد و كشور او و آن نواحى را رها كرد . آنگاه سعيد بن عثمان بن عفّان را بر آنجا ولايت بخشيد و او براى جنگ به ما وراء النهر رفت و بخارا را غارت كرد و از آنجا غنايم بسيار به دست آورد و به بصره باز گرديد و با اهل سمرقند مصالحه كرد به شرط اينكه از يك دروازهء آنجا در آيد و از دروازهء ديگر خارج شود و از ايشان گروگانها گرفت تا با او نيرنگ ساز نكنند و درآمد و بيرون شد و آن گروگانها را با خود برد و بديشان خيانت كرد و آن گروگانها را به مدينه فرستاد و در نخلستانها و كارگل ايشان را بداشت ، با اينكه فرزندان دهاقين بودند و نازپروردگان . و ايشان در اين كار تاب نياوردند و از آن زندگى به تنگ آمدند و در باغى كه داشت بر او تاختند و او را كشتند و سپس خودشان را با ريسمان كشتند و خفه كردند . سپس معاويه ، اسلم بن زرعه را ، كه مردى ستمكار و بيدادگر بود ، والى خراسان كرد و او بر مردم مرو سخت گرفت كه بايد از فرياد غوكان جلوگيرى كنند و ايشان گفتند اين كار شدنى نيست . و او خراج ايشان را صد هزار درهم افزود . و به روزگار معاويه ، در روم ، روذوس - كه دو روز راه تا قسطنطنيه دارد - گشوده شد و مسلمانان هفت سال در آنجا اقامت گزيدند . و از خراسان ، سمرقند و كش و نسف و بخارا گشوده شد و ربيع بن زياد حارثى بلخ و آن سوى بلخ را گشود و او از جانب معاويه والى بود و سپس در مرو درگذشت .
--> [ 1 ] مسعودى اين ابيات را به نام ابن زبير اسدى شاعر نقل كرده با اندكى اختلاف و يك بيت بيشتر ، رجوع شود به مروج الذهب ، ج 3 ، ص 32 .